![]() |
![]() |
|
|
خسته ام...احساس میکنم گم شدم. نمیدونم چی می خوام...نمی دونم چی کار باید بکنم. هیچ کس هم نیست که راهنماییم بکنه. از خونه مون بدم میاد. هیچ چیز دوست داشتنی ای نداره. فقط یه داداش کوچولومه و یه بابام. که بابام هم بعضی وقتا ... . بیخیالش. خسته ام. کاش یکی یک کمی درکم میکرد. عشقمم الان با دوستش داره خوش میگذرونه. برای همین بهش هیچی نگفتم. آخه همیشه وقتی باهاش حرف میزنم آروم میشم و یکمی خودم رو پیدا میکنم. ولی الان نمیشه. چرا باید لحظه های خوش بودنش رو خراب کنم؟
این وبلاگ قرار بود جایی برای دلنوشته های جفتمون باشه. ولی تقریبا مطمئنم اصلا به اینجا سر نزده. چرا...اولین باری که آدرس وبلاگ رو بهش دادم حتما سر زده. یه وبلاگ دیگه هم توی میهن بلاگ ساختم. به اسم انجمن فانتزی نویسان ایران. مثلا قرار بود بچه های انجمن بیان و توش فعالیت داشته باشن. ولی هیچ کس نمیاد. هیچ کس. خیلی مسخره است. همه همیشه فقط جو الکی میدن و بعدش میرن و پشت سرشون رو هم نگاه نمیکنن. خسته ام. کاش میشد آرزوهای خوب آدما یهو براورده بشه.ای کاش...
برچسبها: تنهایی, خستگی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:5 توسط سعید |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 15:34 توسط سعید |
|
|
حالم خرابه. داغونم. نمی دونم باید چه کار کنم. حرفای دلم رو به کی بزنم. می دونم اشکال از منه ولی باید چه کار کنم؟ خسته ام، خیلی خسته ام.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 12:18 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
راستش نمی دونستم حرفای دلم رو کجا بگم. آخر به این نتیجه رسیدم که این وبلاگ رو درست کنم.
در ضمن عشقم هم توی این وبلاگ می نویسه. دوست دارم همیشه و همه جا و توی هر کاری کنارم باشه. حتی جایی که حرفای دلم رو میزنم. |
| پیوندهای روزانه |
|
طرفداران فانتزی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1390 |
| برچسبها |
|
تنهایی (1) خستگی (1) |
| نویسندگان |
|
سعید My Love |
| پیوندها |
|
طرفداران فانتزی دوران اژدها |
|
RSS
|